معرفی دوباره کتاب "دوباره احمق های چلم"
«آيزاک بشويتس سينگر،» (۱۹۰۴ – ۱۹۹۱) نويسندهي لهستاني - امريکايي و برندهي جايزهي نوبل ادبيات سال ۱۹۷۸، يکي از معروفترين داستاننويسان امريکا و از بزرگترين نويسندهگان قرن بيستم محسوب ميشود. با اين حال، سينگر در ميان دوستداران کتاب در ايران چهرهي چندان شناختهشده و محبوبي نيست. اولين کتاب مستقلي که از او به فارسي درآمد «يک مهماني، يک رقص» نام داشت و ترجمهي ۱۱ داستان از شاخصترين داستانهاي کوتاهاش بود. هر چند، کتاب نام «مژده دقيقي،» مترجم نامدار، را بر پيشاني داشت، انتشارات «نيلوفر» آنرا چاپ کرده بود، و در زمان انتشارش (سال ۸۲) روزنامههاي ايران چندين مطلب ستايشآميز دربارهاش چاپ کردند، اما آنچنان که بايد شناخته نشد و هنوز تمام نسخههاي تيراژ ۲۲۰۰ تايي چاپ اول آن به فروش نرسيده است.

سال
۸۸ اتفاق تازهاي رخ داد. نشر «آسمان خيال» کتابي از سينگر به بازار
فرستاد که «احمقهاي چلم و تاريخشان» نام داشت و تصاويري زيبا از «اوري
شولتز» و سليقهاي قابل قبول در چاپ و طراحي چاشنياش بود. اين کتاب، هر
چند کمي دير «عطرش درآمد» اما با استقبال نسبي مواجه شد و زمينه را براي
انتشار آثار ديگري از سينگر هموار کرد. اتفاقي که اکنون رخ داده و کتابي
با نام «دوباره احمقهاي چلم» نتيجهي آن است.
«چلم» نام يک شهر واقعي در لهستان است که مردمان آن يهودياند. مردم چلم را از گذشتههاي دور تا به امروز به سادهلوحي ميشناسند. البته سينگر به جنبههاي رئاليستي و واقعي چلم و مردماناش کاري ندارد؛ او با استفاده از باور عمومي دربارهي اين شهر داستانهايي کاملن خيالي و فانتزيک ميپروراند که به زيبايي به نقد بازيهاي احمقانهي سياسي ميپردازند، بازيهايي که بازندهي هميشهگي آن مردمان بدبختياند که آلت دست حاکمان و زورگويان شدهاند.
«احمقهاي چلم و تاريخشان» يک داستان بلند و با موضوع واحد بود، اما «دوباره احمقهاي چلم» هشت داستان کوتاه مجزا دارد. سه داستان نخست آن ـ «بزرگان چلم و کليد جنندل،» «جايي که ثروتمندان براي هميشه زنده ميمانند،» و «احمقهاي چلم و ماهي کپور ابله» ـ مستقيمن دربارهي اعضاي همآن شوراي احمقانهاي هستند که در «احمقهاي چلم و تاريخشان» با آنها آشنا شده بوديم. سه داستان بعدي ـ «چلميل تاجر،» «لمل و زيپا،» و «وقتي چلميل به ورشو رفت» ـ کاراکترهايي حاشيهاي و جديد از اهالي چلم را به ما معرفي و در ماجراهاي لاغآميزي که براي آنها اتفاق ميافتند شريکمان ميکنند. «تودي ناقلا و ليزر خسيس» و «مازل و شليمازل» اما راه ديگري ميپيمايند. اين دو داستان نه مربوط به چلماند و نه اهالي آن. نوشتههايياند با ساختار قصههاي فولکلوريک و افسانهوار. با وجود اين، آنقدر خواندني و جذاباند که نه تنها طعم شيرين بلاهتهاي ساکنين چلم را از يادمان نميبرند، که لبخندمان را پت و پهنتر ميکنند!
طنز
سينگر در داستانهاياش به نبوغ طعنه ميزند. پلاتهاياش شبيه هيچکدام
از داستانهايي که خواندهايم نيست. چيزيست که فقط خود او ميتوانسته روي
کاغذ بياورد و نه هيچ کس ديگر. او بينش سياسي و اجتماعي و ديد
انساندوستانهي خود را آنچونآن در تار و پود داستانها ميتند که
نميتوان از تحسيناش خودداري کرد.
سينگر
خطابهاش در مراسم اهداي جايزهي نوبل را با جملاتي زيبا آغاز کرد:
«داستاننويس و شاعر زمانهي ما، مانند هر زمانهي ديگري، بايد انسان را به
معني کامل کلمه سرگرم کند، نه آنکه صرفن مبلغ آرمانهاي اجتماعي يا سياسي
باشد. هيچ بهشت موعودي براي خوانندهي ملول وجود ندارد، و هيچ عذري براي
ادبيات کسالتآور پذيرفته نيست، ادبياتي که کنجکاوي خواننده را تحريک
نميکند، او را سر شوق نميآورد، و آن نشاط و مفري را که هنر واقعي همواره
تضمين ميکند براياش فراهم نميآورد.» (به نقل از يک مهاني، يک رقص – ص
۲۱۱) اين عبارات بهخوبي مانيفست داستاني سينگر را مشخص ميکند. او هم در
«احمقهاي چلم و تاريخشان» و هم در داستانهاي «دوباره احمقهاي چلم» با
آنکه سوژههاي سياسي را دستمايه قرار ميدهد، در دام شعارزدگي و رئاليسم
سوسياليستي نميلغزد. پيش و بيش از هر چيز يک داستاننويس است و هميشه
عنصر لذتبخشي داستان را در نظر دارد. اينچوناين است که داستانهاي او
خوشخواناند، توجه برميانگيزانند، ميخندانند، و در عين حال، مخاطب را به
تفکر وا ميدارند.
«دوباره احمقهاي چلم» حدودن صد صفحه است، ۳۵۰۰ تومان قيمت دارد، و چند هفتهاي بيشتر نيست که نشر «آسمان خيال» آنرا روانهي کتابفروشيهاي بيرونق شهر کرده است. ديگر اينکه سينگر همهي داستانهاياش را به زبان ييديش ـ زبان رسمي يهوديان اشکنازي، که با خط عبري نوشته ميشود ـ نگاشته، اما به اين علت که از ۱۹۳۵ در ايالات متحده ميزيست و آثارش به زبان انگليسي در آنجا به چاپ ميرسيد، او را نويسندهاي لهستاني – امريکايي ميدانند. با کمي اغماض، يک «هاروکي موراکامي» متقدم!
به نقل از http://ketablog.ir/