روزی که بالاخره من تصادف کردم
از روزی که ماشین خریدم همه اش نگران تصادف کردن بودم.
باورتون نمیشه کل صحنه تصادف تا گرفتن خسارت از اداره بیمه و غیره را بارها
و بارها توی ذهنم ساخته بودم و مثل یک کارشناس خبره همه ی مراحل را حفظ
بودم.
بگذریم بعد از سه سال و دو ماه و ده روز از خریدن پراید مدل هشتاد چند دست گشته دوگانه سوزم اون روز از همون اول صبح می دونستم که امروز روز موعود است. یعنی یا امروز تصادف میکردم یا هیچ وقت.
بگذریم بعد از سه سال و دو ماه و ده روز از خریدن پراید مدل هشتاد چند دست گشته دوگانه سوزم اون روز از همون اول صبح می دونستم که امروز روز موعود است. یعنی یا امروز تصادف میکردم یا هیچ وقت.
از اتوبان رسالت توی مسیر شرق به غرب داشتم می رفتم و با صدای خواننده مردمی ورزشکار فرهنگی " جواد ... " می خوندم که یه دفعه بومب! یک چیزی محکم به قسمت عقب ماشین اصابت کرد و پراید لکنته من هم محکم به ماشین جلویی خورد و جلویی به جلوتری و یه دفعه کل اتوبان قفل شد.
من که هنوز از شدت ضربه گیج بودم از ماشین پیاده شدم و دیدم ای دل غافل سی چهل تا ماشین به هم زدند و توی هم قفل شدند. در همین موقع یکی یقه ام رو گرفت و با داد و بیداد یه چیزهایی گفت. تا بیام جوابشو بدم دیدم یکی اومدو یقه آدمی که یقه منو گرفته بود گرفت و الی آخر. برگشت عقب دیدم اونی که به من زده برگشته و یقه عقیبشو گرفته و همین طور تا به آخر. زنجیر آدم های دسته به یقه با من یکی قطع شده بود. آخه فقط من بودم که توی دلم قند آب می شد. بالاخره من تصادف کرده بودم بدون این که مقصر باشم. هورا!!
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم دی ۱۳۹۱ ساعت توسط آسمان
|